در حالی که بزرگسالان فکر می کنند کودکان از قدرت خلاقیت بیشتری برخوردارند.

کودکان فکر می کنند بزرگسالان خلاق ترند.

اغلب بزرگسالان می گویند بچه ها خلاق ترند،در حقیقت هر چه افراد بزرگتر می شوند،احتمال اینکه

چنین ذهنیتی داشته باشند بیشتر می شود عمده ترین دلیل آن هم مسئولیت نداشتن کودکان است.

نداشتن مسئولیت به معنای نداشتن نگرانی و استرس است. در حالی که بزرگسالان

فکر می کنند کودکان از قدرت خلاقیت بیشتری برخوردارند.

کودکان فکر می کنند بزرگسالان خلاق ترند. آیا ده سالگی خود را به یاد می آورید؟

آیا به خاطر دارید چقدر بیتاب یازده ساله شدن بودید؟آیا به یاد دارید یک سال

فاصله زمانی بین تولد چهارده سالگی تان تا تولد پانزده سالگی تان چقدر طولانی می گذشت؟

بچه ها به همان دلیل می اندیشند که بزرگتر ها خلاق ترند که بزرگسالان درباره ی کوکان فکر می کنند

یعنی همانقدر بچه ها آرزوی مسئولیت دارند که بزرگسالان از آن دوری می کنند.

بزرگسالان خلاق در حالی که گمان می کنند کودکان خلاق تر هستند آنها را

همان گونه می پسندند. عموما به نظر کودکان بزرگسالان خلاق ترند.

این پاسخ خیلی هم غیر منتظره نیست.افراد خلاق بیشتر از کسانی که خلاق نیستند

به کودکان شباهت دارند. در واقع آنها بزرگسالان کودک مانند هستند.

اغلب کودکان با شخصیتی تطبیق گرا بزرگ می شوند تا شخصیتی خلاق.

بزرگسالان کودک مانند به عدم تطابق تمایل دارند.آنها بیشتر بازی می کنند

و به حوزه هایی می پردازند که بزرگسالان بزرگسال از آن اجتناب می کنند.

به علاوه عقیده آنها در زمینه مسئولیت متفاوت است.افراد خلاق به دنبال مسئولیت

می گردند و می خواهند فردی فعال،رهبر،سازنده،موثر و تصمیم گیرنده باشند.

چه کسی خلاق تر است؟کودک یا بزرگسال؟

در حقیقت بیشتر زندگی افراد خلاق صرف تصمیم گیری در این زمینه می شود که چه نقاشی ای بکشند

یا چه عکسی بگیرند یا این که شخصیت داستانشان چند ساله باشد و چه اتفاقاتی برای وی رخ دهد.

مشکلات افراد خلاق از داشتن آزادی مسئولیت زیاد ناشی نمی شود بلکه مانند کودکان از نداشتن

آزادی و مسئولیت کافی نشات می گیرد.از یک بزرگسال بخواهید یک شخصیت داستانی خلق کند

و خواهید دید که این مسئله برای او چالشی عظیم ایجاد می کند.

اول برای شخصیت خود به یک نام نیاز دارد و بعد باید او را از نظر روانی و فیزیکی توصیف کند.

باید برای شخصیت خود گذشته،حال و آینده خلق کند.در صورتی که بخواهد نمایش نامه بنویسد

حداقل بیست شخصیت خواهد داشت. در صورتی که بخواهد رمان بنویسد،

به تعداد خیلی بیشتر از اینها شخصیت نیاز خواهد داشت.

کودکان خیلی راحت قادر به خلق شخصیت ها،هم بازی ها،مکان ها و موقعیت ها هستند.

آنها نقش هایی بازی می کنند که بزرگسالان در ایفای آن نقش ها مشکلات زیادی دارند.

دیدن بزرگ شدن یک کودک مثل تماشا کردن یک تئاتر است. بچه ها وانمود می کنند

خیال پردازی می نمایند و با شخصیت های خیالی خود حرف می زنند و این کار ها

را بیشتر به شیوه نمایش نامه نویسان و رمان پردازان اجرا می کنند.

منبع مقاله

دانلود فایل pdf این مقاله

 

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *