باید بتوانید هر چیزی را حس کنید. باید بتوانید قدرت درک خود را تقویت کنید

و قادر باشید هر مفهومی را تحلیل کنید.

یک نویسنده هم مثل یک هنرپیشه باید بتواند هر چیزی را حس کند که شخصیت داستانش

احساس می کند برای خلق یک شخصیت چه در کتاب،چه در روی پرده شما باید بتوانید

آن شخصیت را در درون خود داشته باشید و قادر باشید آن را بیرون بکشید.

آرت گوگاتز در مطالعات خود به نتیجه ی زیر رسید:

زمانی که در نیویورک هنرتجسمی می خواندم یکی از اساتید به ما تکلیفی

سخت و چالشی داد.او از ما خواست همه ی مردان با لباس زنانه و زنان با

لباس های مردانه به کلاس بیایند.دانشگاه در مرکز منهتن قرار  داشت و تعداد

کمی از دانشجویان با لباس های معمولی به دانشکده آمده بودند و در

دستشویی دانشگاه لباس خود را عوض کرده بودند.

حال آنکه اکثر ما گروهی با قیافه هایی متفاوت از خانه های خود راه افتاده

بودیم (من با مترو از برونکس به دانشگاه رفتم)در کلاس استاد هیچ چیز نگفت

و در کمال شگفتی کلاس مثل همیشه برگزار شد.در پایان کلاس او گفت همه

ی شما فوق العاده به نظر می رسید،حالا تا هفته ی آینده و کلاس هفته ی بعد

همینطور ادامه دهید. ما هم همین گونه ادامه دادیم،البته هدف اصلی این بود

که ما درک کنیم که جنس مخالف بودن چه حسی دارد و فقط چه احساسی

می تواند داشته باشد.(البته آن یک هفته برای ما یک عمر گذشت)

برای موفق شدن باید دیگران را درک کنید.

شاید بپرسید اصلا من چرا باید بخواهم چنین کاری انجام دهم؟خب،اگر شما یک نویسنده باشید

نصف شخصیت های شما باید با چنان سوزی نفس بکشند و زندگی کنند که مخاطبان

شما آنها را باور نمایند.مخاطبان باید آنچنان داستان را به دقت مطالعه کنند که

موقعیت خود را از یاد ببرند.آنها روی آن تشک بوکس هستند،ماشین می رانند

یا در کشتی تایتانیک می باشند.هنرپیشه ای که نقش یک معلول را بازی می کند

باید بفهمد معلول بودن چه حسی دارد؟ او در زمانی که این نقش را ایفا می کند،معلول می شود.

نویسنده ای که شخصیت یک مرد پیر را خلق می کند باید پیر بودن را حس نماید.

منبع مقاله

 

دانلود فایل pdf این مقاله
برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *